به صرفــ فعلــ دني
به ميزباني تو
برچسب:
نویسنده: بهار کمالی
به بوسه هاي وقت غر
ز اين آشكار تر يارا؟!
برچسب:
نویسنده: بهار کمالی
چند خانه آنطرفــ تر چطور؟!
نگو كه بارانــ ست آنجا
مگر نه اينكه ابرها از آنــِ ماستــ
برچسب:
نویسنده: بهار کمالی
بي تو آغازيد
اينــ را همه ميبينند
من تو را
برچسب:
نویسنده: بهار کمالی
پر استــ
همه تنهاييــ من
از آدمـ ها
+ مرسي
برچسب:
نویسنده: بهار کمالی
و او
فصلى از
يكـ گذر استـ
تو
دلــ نبندشــ
برچسب:
نویسنده: بهار کمالی
و ز راستیــ های این شهر
تو نیز
کمـ نداشته ایـــ
برچسب:
نویسنده: بهار کمالی
بهانه هایشــ راستـــ بگویند
برچسب:
نویسنده: بهار کمالی
و ماندمـ
اما وصالشــ رو تو چیدیـــ
دیگر این طمعتــ را، هوستــ را
دلیـــ به وصالــ نیستـــ جانا
برچسب:
نویسنده: بهار کمالی
پیش نمیبرد کاری ز ما
و من
هنوز تو را
در ازل و در ابد لحظه ها میجویم،
قلبی در من هست که میگوید و میسراید و میخواند تو را
+ یاهوی من
بشنو صدای من
برچسب:
نویسنده: بهار کمالی
دلــ که
سنگــ و چوبـــ نیستـــ
قحطی محبویـــ همـ نیستـــ
به کسی میسپارد دلــ که رویایشــ نیستـــ
+ مرا به این اتفاقــ جبری نیستـــ جز یکــ نوبتــــِ فرارسیدهـ
برچسب:
نویسنده: بهار کمالی
دستـــ کنیـــ و
مرا مستـــ کنیــــ
برچسب:
نویسنده: بهار کمالی
کالمادی
اینسان بِی
بیراکــ گیدییمـ
# یالان دوغروسو سـِنی ایلگیلندیرمز
برچسب:
نویسنده: بهار کمالی
برمیگردمـ
گرچه در نزد شما جز بنده ای مغضوبــ نیستــ
نیستــ مولانا
جز بنده ای مغضوبــ نیستـــ
نه اینکه صبر ممکن نیستـــ
لیکن سهلــٍ مطلوبــــ نیستــــ
مستــ بودیمــ و پشیمانیمــ
حضرتـــ مهر
بیا
برچسب:
نویسنده: بهار کمالی
دلـمـ ميخواهد تو خودشــ باشي
خود عشقــ
خود باور
خود سرهمـ
برچسب:
نویسنده: بهار کمالی